تحلیلی بر تغییر مدیریت شهری زاهدان
تحلیلی بر تغییر مدیریت شهری زاهدان
در این روزهای پرتلاطم که نسیم تغییر بر کالبد شهرداری زاهدان وزیدن آغازیده، دل‌های بسیاری از شهروندان و کارکنان بر طبل امید می‌کوبند، مگر باشد که در این دخمۀ تاریک، روزنه‌ای به سوی روشنایی گشوده شود. بی‌تردید، منصب شهرداری، جایگاهی است که شخصیت متصدی آن، خطوط سرنوشت شهر را رقم می‌زند؛ لیکن نباید از نظر دور داشت که شهردار تنها یکی از ارکان بنای عظیم مدیریت شهری است.

حقیقت آن است که بخش عمده‌ای از امور اجرایی و تصمیم‌گیری‌ها بر دوش معاونت‌ها، مدیریت‌ها، رؤسای سازمان‌ها، ادارات و کارشناسان نهاده شده و مسئله‌ای که اینک مطمح نظر اهل تأمل قرار گرفته، میزان آمادگی بدنۀ مدیریتی شهرداری برای همراهی با این موج تغییر است.

در شرایطی که تار و پود سازمان شهرداری با رشته‌های ناپیدای وابستگی به مراکز قدرت و نفوذ در هم تنیده شده، چگونه می‌توان انتظار داشت شهردار جدید، به تنهایی علم تحول را برافرازد؟ هنگامی که یک کارشناس یا رئیس اداره، به واسطۀ اتصال به منابع قدرت فرادستی، از اقتداری فراتر از مقام رسمی خویش برخوردار است و در صورت مواجهه با مخالفت، با تکیه بر پشتیبانان قدرتمند خود، گزارش رؤسای بالادست را به مراجع متبوع خود ارائه می‌کند، چگونه می‌توان سلسله مراتب سازمانی را حفظ نمود و از زیردستان انتظار پاسخگویی داشت؟

شهرداری زاهدان، در نتیجۀ سازوکارهای ناصواب دهه‌های گذشته، به محفلی برای جذب نیروهای وابسته به مراکز قدرت و ثروت مبدل گشته و همین امر، دست شهردار را در اعمال تغییرات بنیادین می‌بندد. در چنین فضایی، اگر شهردار جدید بتواند در یک سال باقیمانده تا انتخابات شوراها، حتی حداقلی از حاکمیت قانون را برقرار سازد، گامی ارزشمند در مسیر اصلاح امور برداشته است.

شهروندان فرهیختۀ زاهدانی، چاره‌ای جز شکیبایی تا انتخابات شورای آتی ندارند، زیرا این رأی آگاهانۀ ایشان است که سرنوشت شورای شهر و به تبع آن، انتخاب شهردار بعدی را رقم خواهد زد. نقطۀ امیدبخش در خصوص نعیم پناه آن است که ایشان، با نشان دادن استقلال رأی و اندیشه، حاضر نشد برای کسب یک رأی بیشتر، از اصول و باورهای خویش عدول نماید؛ حال آنکه می‌توانست با تمکین در برابر خواسته‌های نفر یازدهم، با رأی کامل به شورا راه یابد.

این استقلال رأی، بارقۀ امیدی است برای شهری که دیرزمانی است در منجلاب تصمیمات نادرست دست و پا می‌زند. اینک باید دید آیا شهردار جدید، در ادامۀ راه نیز می‌تواند در برابر مطالبات ناموجه ایستادگی کند و بر اصول و باورهای خویش پافشاری نماید؟ ماه آینده، چشم‌انداز روشن‌تری از آیندۀ مدیریتی شهری خواهد گشود که متأسفانه نخبگان از عرصۀ تصمیم‌گیری آن حذف شده‌اند و کسانی با حداقل دانش و توانایی در علم مدیریت، بر مسند تصمیم‌سازی تکیه زده‌اند.

در این شهر مظلوم، سال‌هاست که خرد و تخصص قربانی منافع گروهی گشته و عرصۀ خدمت، جولانگاه کسانی شده است که بهره‌ای از دانش علمی و تجربۀ عملی مدیریت شهری نبرده‌اند. امید است طلیعۀ تغییر کنونی، سرآغازی باشد برای احیای شایسته‌سالاری و بازگرداندن نقش محوری متخصصان و صاحب‌نظران به عرصۀ تصمیم‌گیری شهری، تا زاهدان، این گوهر درخشان خطۀ شرق کشور، بار دیگر در مسیر توسعه و تعالی گام بردارد.