سیستان مهد حماسه ها و افسانه های ایرانی ست و در فراز نشیب های تاریخی نقش سیستان و سیستانی غیر قابل انکار است.
امروز سیستان باشکوه، به جایی رسیده که مردمانش محتاج کپسول گاز و نفت سفید هستند. وقتی در شرایط جوی نامساعد در تربت جام تجهیزات رایگان توزیع می شود و در سیستان مردم به گاز مایع، نفت سفید و آب شرب دسترسی ندارند احساس دلگیری دست می دهد. عیب از کجاست که صدای محرومیت و در دسترس نبودن حداقل امکانات رفاهی در سیستان شنیده نمی شود ولی در سایر مناطق صداها قبل از آنکه شنیده شود دولتمردان به استقبال پیشگیری از بحران می روند؟
مشکل از نمایندگان استان ماست که راه گم کرده اند؟ مشکل از مدیران غیربومی استان است؟ ساختار خدمت رسانی به مردم استان از مدار اصلی خارج شده و امکان اصلاح وجود ندارد؟
اکثریت مدیران حوزه سیستان بومی منطقه هستند ولی با این حساب هیچ احساسی به مردم ندارند و فاصله گزارش عملکرد با اقدامات میدانی فرسنگ هاست.
درد آنجاست که مدیران پذیرفته اند که بازار سیاه گاز مایع تبدیل به یک شغل شده و همواره استان از این معضل رنج برده می برد و این رنج در ایام بحران صد چندان می شود. رییس اداره گاز زابل به جای پاسخگویی در برنامه زنده تلویزیونی تلفن را قطع کرده و از دسترس خارج می کند. فرار از پاسخگویی گویای ناتوانی در جلوگیری از بازار سیاه گاز مایع در سیستان است. وقتی مدیران اذعان دارند که گاز به اندازه کافی در مخازن وجود دارد و روزانه توزیع می شود. از آنطرف گاز مایع به دست مردم نرسیده اما در بازار سیاه به قیمت یکصد و پنجاه هزار تومان فروخته می شود. این یعنی توزیع کنندگان به جای فروش گاز به مصرف کننده، آنرا در اختیار دلالان قرار می دهند. این را همه ما و مدیران می دانیم. پس چرا تاکنون مانع آن نشده اند؟ لااقل چرا در هنگام پیش بینی برودت هوا در صدد جلوگیری از فروش به دلال بر نمی آیند؟
اگر بخاری، کپسول رایگان ، نفت سفید و گاز رایگان به مردم سیستان نمی دهید لااقل از شکل گیری بازار سیاه جلوگیری کنید. محرومیت از حقابه به دلیل دیپلماسی ضعیف کافی نیست که این مردم از ناتوانی مدیران بر توزیع گاز و نفت سفید هم رنج ببرند؟
سلطانعلی عابدی








