بحران تخصص زنان و سقوط کیفیت در بیمارستان امیرالمؤمنین
وی افزود: در بخش زنان و زایمان، وضعیت به دلیل مشکلات مدیریتی در جذب و نگهداشت نیرو، به شدت بحرانی است. با وجود اینکه زابل دستکم ۱۵ متخصص و ۳ فوقتخصص زنان دارد، اما به دلیل عدم توانایی مدیریت دانشگاه در جذب این نیروها (به دلیل عدم پرداخت حقوق مناسب یا عدم ایجاد انگیزه)، این متخصصان با سیستم بیمارستانی همکاری نمیکنند. نتیجه این بیارادهی مدیریتی، ورود پزشکان طرحی و تازه فارغالتحصیل و همچنین استفاده بیش از حد از «رزیدنتها» برای انجام عملهای حیاتی مانند سزارین است. این یعنی در بیمارستانی که باید مجهز به متخصص باشد، مسئولیت جان مادران و نوزادان بر عهده نیروهایی است که هنوز در مرحله آموزش هستند.
بحران مالکیت؛ خطر تخلیه و از دست رفتن بیمارستان امیرالمؤمنین
یکی از خطرناکترین ابعاد این افشاگری، مربوط به وضعیت حقوقی زمینهای بیمارستان امیرالمومنین است.
وی تصریح کرد: از سال ۹۶ حکم قضایی صادر شده که نشان میدهد بخشی از زمینهای بیمارستان متعلق به شخص دیگری است.
او خاطرنشان کرد: با وجود اینکه دادگاه پیشنهاد داده بود زمینهای معادل (۵۰ هکتار) به جای این زمینها به دانشگاه داده شود، اما به دلیل «بیتفاوتی شدید مدیریت» و عدم پیگیریهای حقوقی، این پرونده در بلاتکلیفی مانده است.
دکتر سندگل هشدار میدهد که اگر این روند ادامه یابد، با صدور حکم تخلیه، کل بیمارستان امیرالمومنین و تمامی ساختمانها و تجهیزات آن ممکن است به یک شخص واگذار شود و کل سیستم سلامت زابل تحت مدیریت دانشگاه زاهدان قرار گیرد که این یعنی پایان حیات دانشگاهی و خدماتی زابل.
وقتی ناظر و متهم یکی میشوند
بخش دیگری از این افشاگری، به ساختار مدیریتی و چرخههای استخدامی اشاره دارد که از قوانین و آییننامهها عبور کردهاند.
دکتر سندگل گفت: رئیس بیمارستان هیرمند همزمان با سمت بازرس معاونت درمان، بر عملکرد خود نظارت دارد، از طرفی مشاور معاونت درمان، رئیس بیمارستان زهک است، که این امر مصداق بارز «تعارض منافع» است.
وی گفت: در حوزه استخدام، از یک جابجایی غیرقانونی صحبت به میان میآید؛ جایی که فردی که برای مرکز بهداشت استخدام شده بود، بدون طی مراحل قانونی و از طریق تغییر ردیف استخدامی، به بخش درمان منتقل شده و ریاست بیمارستان زهک را بر عهده گرفته است. انتقال فردی که برای بخش بهداشت استخدام شده به بخش درمان در اختیارات رئیس دانشگاه نیست. این اقدام براساس کدام ضابطه انجام شده؟ این نوع جابجاییها، اساس سیستم استخدامی و عدالت در توزیع نیرو را زیر سوال میبرد.
پزشکان «غایب» و سیستم ثبت حضور و غیاب صوری
یکی از هولناکترین بخشهای این گزارش، مربوط به مدیریت منابع انسانی و حقوق عمومی است.
این پزشک عنوان کرد: تعدادی از پزشکان تعهدی سالهاست که در محل خدمت خود حضور ندارند، اما با این حال، حقوق و مزایای خود را دریافت میکنند.
انسداد مدیریتی
دکتر هومن سندگل، از ناکارآمدی در شبکه بهداشت و درمان زابل، وضعیت فعلی بیمارستانهای امیرالمؤمنین و امام خمینی را «فاجعهبار» خواند. بر اساس گفتههای او، نظام درمانی منطقه نه تنها با بحران کمبود نیرو مواجه نیست، بلکه دچار «انسداد مدیریتی» است که منافع شخصی و اداری را بر جان بیماران مقدم داشته است.
بحران آنژیوگرافی؛ افتتاح نمایشی و فاجعه در اتاق عمل
دکتر سندگل با اشاره به سانتر آنژیوگرافی بیمارستان امیرالمؤمنین، این مرکز را یک «پرونده ناتمام و خطرناک» توصیف کرد.
طبق اظهارات وی، وزارت بهداشت به شرط حضور جراح قلب، مجوز آنژیوگرافی را صادر کرده است، اما مدیریت بیمارستان تنها در روز افتتاحیه در یک رخداد صوری با حضور یک جراح از زاهدان، مجوز را اخذ کرده و پس از آن، این بخش بدون حضور جراح قلب (که ضامن جان بیمار در صورت پارگی عروق حین عمل است) به فعالیت خود ادامه داده است.
سندگل فاش کرد که تاکنون سه تا چهار بیمار در همین پروسه به دلیل نبود جراح قلبِ مقیم و بروز عوارض حین عمل، جان خود را از دست دادهاند.
مدیریت گزینشی و انحصاری تختهای بیمارستانی
در بخش دیگری از این افشاگری، وضعیت بیمارستان امام خمینی «سفارشیسازی» شده است. دکتر سندگل میگوید بخش اطفال این بیمارستان بدون رعایت ضوابط درمانی، به صورت غیرقانونی با ۲۵ تخت ایجاد شده، اما این تختها در انحصار یک پزشک خاص است. به گفته وی، سایر متخصصان اطفال شهر، حتی در زمان آنکالی (نوبت شیفت) خود، اجازه بستری کردن بیمار در این بخش را ندارند و این امکانات عملاً به بخش خصوصیِ برخی مدیران تبدیل شده است. همچنین، تناقض عجیبی در توزیع تختها میان متخصصان به چشم میخورد؛ به طوری که یک فوق تخصص عفونی اطفال ۲۶ تخت در بیمارستان سینا در اختیار دارد، در حالی که معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی زابل به عنوان متخصص اطفال با وجود ۱۰۰ تخت در اختیار، عملاً هیچ نقش آموزشی ایفا نمیکند و حضور هفتگی او در معاونت آموزشی از ۷ ساعت فراتر نمیرود.
بحران مارگزیدگی؛ پروتکلهای مرگبار به دلیل کمبود سرم
دکتر سندگل در بخش هولناکی از سخنانش، از ابداع «پروتکلهای مرگبار» در درمان مارگزیدگی خبر داد.
وی تصریح کرد: «به دلیل سوءمدیریت در تأمین و عدم رایزنی برای تخصیص کافی سرم ضد مار، مدیریت بیمارستان پروتکلی خلاف دستورالعمل کشوری ابداع کرده است؛ مبنی بر اینکه تا زمان مختل نشدن آزمایشهای بیمار، نباید سرم ضد مار تزریق شود.» وی هشدار داد که این تأخیر عمدی باعث ورود بیماران به فاز «دی.آی.سی» (لختگی خون و خونریزی همزمان) میشود که مرگومیر قطعی را در پی دارد.
وی همچنین تأکید کرد که به دلیل عدم پیگیری دانشگاه علوم پزشکی زابل و عدم ارسال مارهای سیستان برای ساخت سرم، انستیتو رازی برای مارهای سیستان پادزهر اختصاصی نساخته و سرمهای ارسالی فعلی به دلیل تفاوت نژاد مارها، اثربخشی لازم را ندارند و باید چهار برابر دوز معمول تزریق شوند که به دلیل کمبود ناشی از سوءمدیریت، این امکان فراهم نیست. به دلیل کمبود سرم، شاهد فوت تعدادی بیمار به دلیل مارگزیدگی در زابل بودیم که سابقا، چنین اتفاقی رخ نداده بود.
ایراد در سامانه کارانه و آشفتگی در زیرساختهای فناوری (IT)
سندگل با اشاره به غیرفعال شدن عمدی «سامانه کارآمد» برای پرستاران، تأکید کرد که این اقدام برای دستکاری در پرداختیها و اعمال سلیقه در توزیع کارانهها انجام شده است. در حوزه آیتی نیز، وضعیت به قدری اسفناک است که مسئول فناوری اطلاعات بیمارستان امیرالمؤمنین، برای دور زدن مشکل سایت تأمین اجتماعی، به جای رفع ایراد زیرساختی، اقدام به نصب فیلترشکن روی سیستمهای بیمارستانی کرده و سایت بیمه را در شبکه داخلی فیلتر کرده است؛ امری که عملاً دسترسی کادر درمان به سامانه دارویی را برای بیماران با مشکل جدی مواجه کرده است.








