از دید جامعهشناسی، سیستان امروز نیز گرفتار همان چرخهی «انتظار از دیگری» شده است؛ بسیاری چشمبهراه اقدام دولت، نهاد، یا همسایهاند، بیآنکه خود گامی بردارند. چنین الگویی، مشارکت اجتماعی را فلج میکند و مسیر حل مسئله را میبندد. در واقع، بیعملی همگانی، خود یکی از بزرگترین بحرانهای پنهان منطقه است.
روانشناسی اجتماعی نیز نشان داده که افراد در جمع، معمولاً مسئولیت را به دیگری میسپارند؛ چیزی که به «اثر تماشاگر» معروف است. این ضربالمثل سیستانی، برعکس، فرد را خطاب قرار میدهد و میگوید: اگر تو گوسفندان را به چرا نبری، کار پیش نمیرود. این آموزه، دعوتیست به بیداری، اقدام، و ترک انفعال.
از نگاه فلسفی، ارزش انسان در تعهد به وظیفه است، نه در عناوین و مناصب. اما در سیستان – همچون بسیاری نقاط دیگر – تمایل به مشاغل بیزحمت و ریاستطلبی، جای فرهنگ کار و تولید را گرفته است. ریشهی این تمایل، همان چیزی است که در این ضربالمثل مورد نکوهش قرار میگیرد.
این مثل سیستانی، بیش از یک بیان محلی، نقشهی راهی برای بازسازی اجتماعی و فرهنگی است. در زمانهای که بحرانها تلنبار شدهاند، بازگشت به چنین حکمتهایی میتواند نقطهی آغاز حرکت باشد.







