خلیج فارس؛ گفتمان هویتی و ژئوپلیتیکی یک تمدن
خلیج فارس؛ گفتمان هویتی و ژئوپلیتیکی یک تمدن
در نظم بین‌المللی، نام‌ها صرفاً واژگان جغرافیایی نیستند؛ بلکه بازتابی از ساختارهای قدرت، حافظه تاریخی ملت‌ها و شناسنامه‌ی تمدن‌ها هستند. "خلیج فارس"، در بستر علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، نه‌تنها یک موقعیت ژئواستراتژیک حیاتی است، بلکه یک نماد هویتی برای ملت ایران و بخش بزرگی از تمدن خاورمیانه تلقی می‌شود.

کاربرد جعلی و نادرست واژه‌ی “خلیج عربی” که توسط افرادی مانند دونالد ترامپ تکرار می‌شود، نه از سر جهل، بلکه در ادامه‌ی همان سیاست‌های تحریف هویتی و نبرد نرم ژئوپلیتیکی است که هدف آن، تخریب پیکره‌ی حافظه تاریخی ملت‌ها و تحکیم سلطه‌ی گفتمان‌های استعماری است.

نام «Persian Gulf» بیش از ۲۵۰۰ سال است که در منابع معتبر تاریخی، اسناد سازمان ملل، نقشه‌های بین‌المللی و متون رسمی زبان‌های گوناگون ثبت شده است. این نام، حاصل یک اجماع تاریخی، علمی و حقوقی در نظام بین‌الملل است؛ اجماعی که بر اساس اصل استمرار تاریخی نام‌های جغرافیایی در حقوق بین‌الملل تثبیت شده و هرگونه تغییر آن، مصداقی از جعل و انکار حقیقت است.

از منظر تئوری‌های هویت ملی در علوم سیاسی، تخریب نمادهای ملی نظیر خلیج فارس، یکی از ابزارهای مرسوم در جنگ نرم فرهنگی و تضعیف سرمایه نمادین ملت‌هاست. اما ملت ایران، در طول تاریخ، با مقاومت فرهنگی، بازتولید معنایی و انسجام هویتی، توانسته است در برابر چنین تحریف‌هایی ایستادگی کند.

نام خلیج فارس، زنده است؛ نه تنها به واسطه اسناد، بلکه به واسطه ایمان مردمی که هویت خود را در آینه این آب‌های نیلگون می‌بینند. این نام را نمی‌توان از نقشه‌ها پاک کرد، زیرا در قلب میلیون‌ها انسان حک شده است.