جستاری در باب ادبیات سیستان، به قلم دکتر مسعود میری
جستاری در باب ادبیات سیستان، به قلم دکتر مسعود میری
کسانی که در تولید ادبیات و هنرِ معطوف به زبان بومی ، نقش نخستین داشته‌اند ، جز نام غلامعلی رییس‌الذاکرین دهبانی هیچکس به بیان در نمی‌آید. او اکنون در خاک خفته است اما گامی که برداشت سلیمانی بود ، دهانی که گشود نفخه‌ی عیسوی داشت و تن افسرده‌ و چه بسا مرده‌ی لغت سیستان را زندگی‌ای جدید بخشید.

او مُجدِّد نبود و یا احیاگر ، بل ابداع نحو و طریقی را در دهان کلمه کرد که اگر بدان ایام برگردیم ، ساده‌لوحی به حساب می‌آمد آن را «ادبیات» نامید. آن مرد ساده و راستین ، چونان «روایت بنیادگذار» ادبیات نوآمده‌ی سیستان ، ادبیات آفرید و در بدعت درخشان و یگانه‌ی خود ، یعنی پنج ارغن ، انگشت بر زخمی دیرین و داغی نهفته گذاشت. پنج ارغن تنها شاهراهی ست که هنوز در کشف شاعران و نویسندگان سیستانی نویس بعد از او پیموده نشده است . جایگاه او همچنان بی رقیب ، و رفعت او قله‌ای فتح نشده باقی ست ، که آرزو دارم روزی کسی آن را فتح کند و بر این پیراهن پاره‌ی یوسف زبان سیستانی چیزی بیفزاید.

غنای زبان سیستانی یعنی والایش تمدنی‌ی مردم من ،که بر غنای زبان مدینه‌ها و شارستان‌های مدنی‌ی فرهنگ مشترک هم می‌افزاید. کار رونق زبان و پرباری‌ی آن ، به مهربانی و توسُّع روحی و گسترش زندگی منجر می‌شود . از این بابت است که سخت به کار بومی‌سرایان سیستان دلبسته‌ام و گوش خریداری برای متاع زبان آوران و ادیبان بومی‌ی هم‌ولایتی‌‌ها دارم.

پس از حضرت رییس ، که همچنان تنها «سیستان سپاهبذ» سرداران سیستانی نویس است ، بسیارند تلاشگران صادق و درست_ آیینِ ادبیاتِ بومی‌سرا و بومی نویس ، که مرا از بسیاری‌ی شان شادی دست می‌دهد ، اما آن آتش ابراهیمی و دم عیسوی‌ی حضرت رییس چنان زبانه کشیده که این شراره‌ها هنوز رقیب و حریف نیست. دلم آتشی می‌خواهد که حضرت رییس را بر پیشانی‌ی تاریخ ادبیات بومی‌ی سیستان نقر کند و خود برتر از آن بنشیند . نگفته نگذارم که اخلاف رییس‌الذاکرین نتوانسته‌اند در فسحت زبانی‌ی پنج ارغن میدان‌داری کنند و هنوز از نغمه و ناز کورنامه خارج نشده‌اند. این میدان کوچک(تم تصنیف و ترانه در کورنامه) باید هر چه زودتر به افق دورتر (تم روایت‌های بلند و داستان شاعرانه‌ی زندگی در پنج ارغن) تبدیل شود و بدان بپیوندد.

اما از میان این نازنینان پس از رییس ، میان بسیاری‌شان که هر کدام کلمات‌شان در لطف و ذوقی پیچیده ، و گاه مسحور بندها و بیت‌هایی می‌شوم ، تلاش و جدیت علیرضا پودینه(پیام سیستانی) ستودنی ست. می‌دانم که او خود می‌داند چقدر بحر نپیموده و دشت ندیده باقی ست. این دانش او به کاستی‌ها و ظرفیت های زبانی و فقدان‌های فرهنگی در این عرصه است که موجب شده همچنان بدود و پارو بزند .

دیگرانِ سیستانی نویس هم ، که هر کدام خود اُستُنی قویم‌اند ، ناگزیرند برای آینده‌ی زبان خود بی توقف بدوند :

«در بحر کرم حرص و حسد پیمودن

وین آب خوشی ز همدگر بربودن

ماهی ننهد آب ذخیره هرگز

چون بی‌دریا هیچ نخواهد بودن»

خراسان . شانزدهم اسفند ماه ۱۴۰۰ خورشیدی