بحران آب شرب سیستان ماحصل فرصت سوزی دولت سیزدهم
بحران آب شرب سیستان ماحصل فرصت سوزی دولت سیزدهم
اجرای طرح اضطراری تامین آب شرب سیستان و زاهدان به جز تامین منافع پیمانکاران، نفعی برای ساکنان منطقه نداشته و ندارد، اما با توجه به این که وضعیت تنش آبی پیش از ورود سیلاب به منطقه سیستان ماحصل فرصت سوزی دولت سیزدهم بوده، مقامات دولت چگونه افتتاح طرح هایی که هیچ گاه مشکلی از مردم منطقه رفع نکرده را به عنوان دستاورد معرفی می کنند؟

عملکرد دولت دوازدهم در حوزه دیپلماسی آب به ویژه در برابر رویکردهای هیدروپلیتیکی افغانستان در دوره جمهوریت و آبگیری بند کمال خان در اواخر این دولت را بارها مورد نقد قرار داده ایم. در هر صورت کمیساران آب ایران در دهه ۹۰ هم اکنون به عنوان مدیران کل دفتر رودخانه های مرزی و طرح های کلان وزارت نیرو در حال فعالیت هستند و سدسازی های افغانستان همچنان ادامه دارد.

بی تردید هشدارهای دفتر رودخانه های مرزی می توانست در موضع گیری دستگاه دیپلماسی در قبال احداث بند کمال‌خان تاثیر گذار باشد، مادامی که در موضع سخنگوی وزارت امور خارجه پس از اظهارات سخیف رئیس جمهور فراری افغانستان اشاره به مغایرت سازه کمال خان به ماده پنج معاهده ۱۳۵۱ نشد، بنابراین نشان می دهد که دفتر رودخانه های مرزی و وزارت نیرو به وظیفه ذاتی خود به درستی عمل نکرده اند.

دولت سیزدهم در حالی روی کار آمد که بند کمال خان به بهره‌برداری رسیده بود و زنگ خطر امنیت آبی در منطقه جنوبشرق به صدا در آمده بود. افتتاح طرح موسوم به ۴۶ هزار هکتاری، میزان تبخیر آب و مصارف شرب باعث شد که منابع آبی وضعیت بغرنج پیدا کند.

محمد سرگزی، نماینده سیستان اواخر فروردین سال ۱۴۰۱ اعلام کرد که با انتقال آب چاه نیمه چهار به سه و چاه نیمه ۲ به یک حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب آب در چاه نیمه سه ذخیره شده که این حجم آب ۲ سال آینده آب آشامیدنی منطقه سیستان را تامین می‌کند. وی با اشاره به بحران کم آبی در سال ۱۳۹۷ منطقه سیستان افزود: در آن سال انتقال آب از تهلاب به زاهدان و سیستان مطرح بود، اما با ورود آب به منطقه سیستان این پروژه کنار گذاشته شد.

این مصاحبه نشان می دهد که دولت سیزدهم از فروردین ۱۴۰۱ هم متوجه تنش آبی در منطقه شده و هم تجمیع آب چاه نیمه زمان کافی برای احداث خط انتقال آب از تهلاب به زاهدان را در اختیار متولیان امر قرار داده بود.

با این تفاسیر دولت سیزدهم اجرای خط لوله طرح انتقال آب از تهلاب را حدود یک و نیم سال بعد یعنی در بازه زمانی مردادماه سال ۱۴۰۲ آغاز و ۲ سال برای اجرای طرح مذکور زمان پیش بینی کرد. علی رغم این‌که برخی مجموعه ها اعلام کردند که در بازه زمانی بسیار کوتاه تر امکان اجرای این طرح را دارند، اما اگر وزارت نیرو طرح انتقال آب تهلاب را همزمان با تجمیع آب چاه نیمه ها یا حتی همزمان با عملیات حفر چاه در تهلاب آغاز می‌کرد، با افزایش تعداد پیمانکاران و تسریع در عملیات اجرا، نیاز به اجرای طرح اضطراری تامین آب سیستان و زاهدان که هیچ گاه مورد استفاده قرار نگرفت و صرف چند هزار میلیارد تومان از منابع عمومی کشور نبود.
دولت سیزدهم با فرصت سوزی و نداشتن استراتژی درست برای مدیریت منابع آب باعث هدر رفت چند هزار میلیارد تومان از منابع بیت المال شد و هم خسران زیادی به ساکنان روستاهای سیستان وارد کرد.

چند هزار میلیارد تومان طرح اضطراری تامین آب شرب سیستان و زاهدان می توانست به طرح انتقال آب از تهلاب تزریق شود که هم موجب تسریع اجرای طرح گردد و هم قُطر خط لوله انتقال آب افزایش یابد.

با میزان اعتبار صرف شده برای طرح اضطراری تامین آب سیستان و زاهدان که روز پنجشنبه توسط سرپرست ریاست جمهوری به بهره‌برداری رسید، امکان احداث سازه های آبخیزداری در حوضه آبخیز لار زاهدان دور از دسترس نبود تا بدین ترتیب امکان استحصال دو یا سه برابر میزان سهم آب سیستان و بلوچستان از طرح انتقال آب از دریای عمان در زاهدان در دسترس قرار گیرد.

با توجه به وجود ۳۰۰ میلیون مترمکعب آب در چاه نیمه (به اندازه حدود ۴ سال آب مصرفی زاهدان و سیستان) بهره‌برداری از پروژه اضطراری تامین آب سیستان و زاهدان در منطقه دشتک توسط مخبر به جز آسیب زدن به سفره آب زیرزمینی و موجه نشان دادن نصب دستگاه آب شیرین کن چه هدفی را دنبال می کند؟

مادامی که آب مورد نیاز در مخازن چاه نیمه وجود دارد و وزارت نیرو هیچ طرحی برای کاهش میزان تبخیر ندارد، استحصال آب از منابع آب زیرزمینی دشتک ضرورتی ندارد و متعاقب آن هیچ ضرورتی برای بهره‌برداری از دستگاه آب شیرین کن (بزرگترین آب شیرین کن فراساحلی خاورمیانه)وجود ندارد. هزینه های تعمیر و نگهداری داری، تعویض فیلترها، شبکه برق و … مصداق حیف و میل بیت المال است.

با توجه به شرایط موجود، اجرای طرح اضطراری تامین آب شرب سیستان و زاهدان به جز تامین منافع پیمانکاران، نفعی برای ساکنان منطقه نداشته و ندارد، اما با توجه به این که وضعیت تنش آبی پیش از ورود سیلاب به منطقه سیستان ماحصل فرصت سوزی دولت سیزدهم بوده، مقامات دولت چگونه افتتاح طرح هایی که هیچ گاه مشکلی از مردم منطقه رفع نکرده را به عنوان دستاورد معرفی می کنند؟