نمایندگان در پی برکناری مدیرعامل بومی منطقه آزاد چابهار
نمایندگان در پی برکناری مدیرعامل بومی منطقه آزاد چابهار
روزگاری چابهار نه فقط یک نام بر نقشه، که رویایی دور دست بود. شهری با بادی نمکین و آینده‌ای درخشان که منطقه آزادش نوید رونقی را می‌داد که می‌توانست سرنوشت یک خطه را دگرگون کند. اما امروز آن رؤیا زیر سایه سنگین اختلاف‌ها و بازی‌های سیاسی محو شده و آنچه بیشتر از بادهای موسمی می وزد، طعم تلخ بی‌اعتمادی است.

آنچه در پشت پرده عزل محمد سعید اربابی، آن مدیر بومی که می‌توانست پلی باشد بین ظرفیت‌های خفته و آرزوهای بلند مردمش، اتفاق افتاد، فقط یک تغییر مدیریت ساده نبود. این رخداد زخم کهنه‌ای را آشکار کرد: زخم غریبه‌بودن در خانه خود. سوال اینجاست که وقتی نمایندگان مردم، تمام همت خود را نه برای به چالش کشیدن ناکارآمدی‌های گسترده ادارات غیربومی، که برای برکناری یکی از مدیران بومی به کار می‌بندند، در اصل در حال دفاع از چه چیزی هستند؟ آیا منافع گروهی خاص و تعادل‌های سیاسی پشت پرده، آن‌قدر سنگین است که رضایت مردمی که سال‌ها چشم به راه توسعه‌ای بومی بوده‌اند، نادیده گرفته شود؟

چابهار این نگین سواحل مکران، ظرفیتی عظیم برای خلق روایت است. روایت‌هایی که می‌تواند از دل آداب و رسوم کهن بلوچ، از شکوه طبیعت بکر، و از رنج‌ها و امیدهای مردمانش، فیلم‌ها و آثار هنری ماندگاری خلق کند. اما این ظرفیت هرگز در خدمت هنرمندانی که خود، وامدار این خاک هستند، قرار نگرفته است. یک مدیر بومی، فقط یک مسئول اداری نیست. او کسی است که ترنم زبان بلوچی را می‌فهمد، درد دوری از مرکز را لمس کرده و می‌داند که توسعه واقعی، زمانی رقم می‌خورد که نیروی کارش از فرزندان همین دیار باشد و پروژه‌های فرهنگی‌اش، آینه هویت مردمانش. با آمدن مدیرانی از بیرون، این پیوند ناگسستنی قطع می‌شود. آنها اغلب با اولویت‌ها و دغدغه‌های دیگری می‌آیند، بی‌آنکه نیازی به گوش سپردن به نجوای این ساحل احساس کنند. نتیجه آن شده که بودجه‌های فرهنگی، بی‌سروصدا در جاهای دیگر هزینه می‌شود و چابهار، در حسرت یک تولید فرهنگی اصیل که از تبار خودش باشد، می‌ماند.

پرسش تلخ و شاید اصلی اینجاست: چرا این همه انرژی فقط برای منطقه آزاد چابهار بسیج می‌شود؟ مگر در گوشه و کنار این استان، ادارات و نهادهای دولتی با مدیریت غیربومی که ناکارآمدی‌شان آشکار است، کم هستند؟ چرا نمایندگان محترم، آنجا سکوت اختیار می‌کنند، اما وقتی نوبت به یکی از معدود کرسی‌های مدیریتی در اختیار یک بومی می‌رسد، با تمام قوا وارد میدان می‌شوند؟ آیا این رویکرد، چیزی جز گل به خودی است؟ انتخابات گذشته را به یاد آورید. آیا مردم بلوچستان، رای خود را به کسانی دادند تا مدیران همزبان و همریشه خود را از اریکه قدرت برکنار کنند و جای آنان را به افرادی از دیار دیگر بسپارند؟ کامنت‌های حمایتی مردم زیر خبرها، فریاد خاموش اما گویای همین سوال است. مردم می‌پرسند: اگر نماینده ما، خواست و نیاز حوزه انتخابیه خود را نمایندگی نمی‌کند، پس کی نمایندگی می‌کند؟

بحران اقتصادی فراگیر است و منطقه آزاد چابهار نیز از آن در امان نمانده. شاید عملکرد هر مدیری در این شرایط دشوار، با محدودیت روبه‌رو باشد. اما مسئله، صرفاً عملکرد اقتصادی نیست، مسئله اعتماد” و “هویت است. در بدترین حالت، یک مدیر بومی اگر قرار باشد خطایی کند، دست کم خطایش به سود همزبانان و هم‌دیاریانش نیست. اگر قرار باشد نیرویی استخدام کند، جوانان بیکار همین خطه را به کار می‌گیرد. اگر قرار باشد تصمیمی فرهنگی بگیرد، بی‌توجه به آواها و رنگ‌های زادگاهش نیست. این حداقل مزیت، امروز هم از چابهار دریغ شده است.

به نمایندگان بلوچستان باید گفت: تاریخ این منطقه، قضاوت خواهد کرد. قضاوت خواهد کرد بین کسانی که در برابر بادهای سهمگین سیاسی خم شدند و اجازه دادند فرصت‌های ناب بومی شدن مدیریت‌ها از دست برود و کسانی که می‌توانستند بر میراث‌داران این خاک تکیه زنند تا شاید راه دشوار توسعه، با همراهی و درک بیشتری پیموده شود. چابهار تنها یک منطقه اقتصادی نیست. خانه‌ای است با فرهنگی غنی و مردمی صبور که سال‌ها انتظار کشیده‌اند. آیا زمان آن نرسیده که به جای حذف فرزندان این خانه، برای توانمندسازی آنان چاره‌اندیشی شود؟ سکوت امروز هنر و ناله خاموش فرهنگ این خطه، در آینده‌ای نه چندان دور، به پرسشی تاریخی تبدیل خواهد شد که پاسخش را باید در امروز شما جست.