اطلاعات موجود نشان میدهد که پس از ۱۴ سانس نمایش، این فیلم تنها توانسته ۵۲ مخاطب را به سینما جذب کند. فروش گزارش شده معادل ۳ میلیون و ۴۵۱ هزار تومان بوده که در مقایسه با هزینه تولید، نشاندهنده عدم بازگشت سرمایه قابل توجهی است. این نسبت مالی میتواند پرسشهایی را درباره معیارهای تخصیص بودجههای فرهنگی مطرح کند.
این سومین پروژه سینمایی کارگردان مذکور است که با حمایت مالی نهادهای دولتی تولید میشود. دو اثر پیشین نیز علیرغم دریافت بودجه قابل توجه، نتوانستند به اکران عمومی گسترده دست یابند. تکرار این الگو میتواند نشاندهنده نیاز به بازنگری در سازوکارهای ارزیابی و تخصیص منابع مالی به پروژههای سینمایی باشد.
به نظر میرسد الگوی کنونی حمایت از تولیدات سینمایی، انگیزه کافی برای توجه به جنبه تجاری و جذب مخاطب ایجاد نمیکند. در این مدل، تمرکز اصلی بر جذب منابع مالی در مرحله پیشتولید است، بدون آنکه الزامی برای دستیابی به اهداف مشخصی از نظر مخاطب و فروش وجود داشته باشد. این امر میتواند به ناکارآمدی در استفاده از منابع عمومی منجر شود.
موارد زیر، سؤالاتی است که میتواند راهگشای شفافیت بیشتر در این زمینه باشد:
۱٫ مسئولیتپذیری مالی: چه سازوکارهایی برای پاسخگویی در قبال نحوه هزینهکرد منابع عمومی در پروژههای فرهنگی وجود دارد؟
۲٫ معیارهای ارزیابی: آیا شاخصهای روشنی برای سنجش موفقیت پروژههای مورد حمایت نهادهای دولتی تعریف شده است؟
۳٫ شفافیت تصمیمگیری: فرآیند تصمیمگیری برای تخصیص منابع به پروژههای فرهنگی چگونه است و آیا نظارت کافی بر این فرآیند وجود دارد؟
۴٫ معیارهای انتخاب: چه شاخصهایی در انتخاب پروژههای مورد حمایت مالی مورد توجه قرار میگیرد؟
اگرچه این فیلم در گروه “هنر و تجربه” اکران شده، اما باید توجه داشت که فیلمهای دیگری در همین گروه توانستهاند به فروش قابل توجهی دست یابند. این موضوع نشان میدهد که صرف اکران در این گروه نمیتواند توجیه کافی برای عدم استقبال مخاطبان باشد و عوامل دیگری نیز در این زمینه تأثیرگذار هستند.
مورد «میرو» تنها یک نمونه از چالشهای موجود در نظام حمایتی سینمای ایران است. سالهاست که بخشی از تولیدات سینمایی با پشتیبانی مالی دولتی ساخته میشوند، بدون آنکه همواره به نتایج مطلوبی از نظر جذب مخاطب دست یابند. این وضعیت، نیازمند بازنگری جدی در ساختارها و سیاستهای حمایتی است.به نظر میرسد نهادهای نظارتی میتوانند با بررسی دقیقتر فرآیند تخصیص و هزینهکرد بودجههای فرهنگی، به شفافیت بیشتر در این حوزه کمک کنند. بررسی نحوه تخصیص منابع مالی، چگونگی هزینهکرد آن و ارزیابی نتایج حاصله میتواند به اصلاح ساختارهای معیوب کمک کند.
تجربه فیلم «میرو» نشان میدهد که نظام کنونی حمایت از تولیدات سینمایی نیازمند بازنگری و اصلاح است. در این راستا، ایجاد شفافیت بیشتر، تعریف شاخصهای عملکردی روشن و پاسخگویی در قبال نتایج حاصله میتواند به استفاده بهینه از منابع عمومی منجر شود.
منابع مالی تخصیص یافته به پروژههای فرهنگی، سرمایهای ارزشمند است که باید با دقت و مسئولیتپذیری کامل مورد استفاده قرار گیرد. نظام حمایتی کارآمد، علاوه بر پشتیبانی از تولید آثار فرهنگی، باید انگیزه کافی برای خلق آثاری با کیفیت و مخاطبپسند نیز ایجاد کند.
فروش حداقلی «میرو» حاشیه ساز شد
فیلم «میرو» ساخته حسین ریگی، موردی قابل تأمل در بررسی نحوه تخصیص منابع مالی در سینمای ایران است. این اثر با پشتیبانی مالی قابل توجه از سوی بنیاد فارابی، بنیاد شهید و استانداری سیستان و بلوچستان به میزان حدود ۲۵ میلیارد تومان تولید شده است. آنچه این پروژه را به موضوعی قابل بحث تبدیل میکند، عدم تناسب میان سرمایهگذاری انجام شده و نتایج حاصل از آن است.
لینک کوتاه :
https://www.diyareayyar.ir/?p=18080
برچسب ها
استانداری سیستان و بلوچستان بنیاد شهید و امور ایثارگران بنیاد فارابی حسین ریگی سینما هنر و تجربه فیلم میرو
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.








