این نمونه آشکار میسازد که صرف تزریق منابع مالی، بدون وجود ایدههای نوآورانه و جذاب، محکوم به شکست است. مسئله اینجاست که در فضای کنونی، بودجههای کلان فرهنگی بدون ضابطهای مشخص و بدون چشمانداز روشن از نتایج مورد انتظار تخصیص مییابند. این روند به خصوص در استانی مانند سیستان و بلوچستان که با چالشهای امنیتی با ریشههای فرهنگی مواجه است، میتواند پیامدهای نگرانکنندهای داشته باشد.
واقعیت تلخ این است که گروههای تندرو، جوانان این منطقه را هدف قرار دادهاند و در چنین شرایطی، مدیریت هوشمندانه منابع فرهنگی اهمیتی حیاتی مییابد. نهادهای متعدد فرهنگی استان، از استانداری و منطقه آزاد چابهار گرفته تا اداره کل فرهنگ و ارشاد، حوزه هنری، شبکه هامون، میراث فرهنگی و بنیاد شهید، همگی باید در تخصیص بودجههای خود، اصل موفقیت و اثربخشی را مد نظر قرار دهند.
آنچه امروز در عرصه فرهنگی استان مشاهده میشود، برگزاری همایشهای بینتیجه و تولید محصولات فرهنگیای است که کمتر نشانی از خلاقیت و نوآوری در آنها دیده میشود. گویی معیار اصلی، توزیع بودجه در میان افراد نزدیک به مراکز قدرت است تا تولید آثاری که بتوانند تأثیری واقعی بر جامعه هدف داشته باشند.
برای برونرفت از این وضعیت، نیاز به ایجاد نظامی شفاف و کارآمد در تخصیص بودجههای فرهنگی است؛ نظامی که در آن، پروژهها بر اساس میزان تأثیرگذاری بالقوهشان بر حل معضلات فرهنگی منطقه ارزیابی شوند. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود سرمایهگذاریهای فرهنگی، به جای هدررفت منابع، به ابزاری مؤثر برای مقابله با چالشهای پیش روی استان تبدیل شوند.
بدون شک، مسیر توسعه فرهنگی سیستان و بلوچستان از دل همین اصلاحات ساختاری در نحوه مدیریت منابع میگذرد. اینکه هر کسی با دریافت بودجه بتواند فیلمی بسازد یا همایشی برگزار کند، بدون آنکه ملزم به پاسخگویی در قبال نتایج کار خود باشد، همان اشتباهی است که در نمونه “میرو” شاهد عواقب آن بودیم. اکنون زمان آن رسیده که نهادهای فرهنگی استان، با تمرکز بر نتیجهمحوری و مخاطبشناسی، از تکرار این اشتباهات پرهزینه جلوگیری کنند.








