این درد و رنج مردم سیستان هیچ راهکار عملی را به دنبال نداشته است، نه مبادلات مرزی را کاهش داد و نه صادرات برق و آب را قطع کرد و نه استعفای نماینده ای را موجب شد، آنچه بود شعار بی عمل و سخن بیهوده…
این مردم تنها و درمانده، گرفتار در وعده های پوچ، در برزخی گرفتارند که نه پای گریختن است و نه امید ماندن.
شاید تن دردمند وطن، درد امروز سیستان را حس نکند، اما عمق ستم بر این مردم فریاد بلندی است در تاریخ که تا ابد ماندگار است.
کوتاهی و قصور در احقاق حق این مردمان ستم دیده را توجیهی نخواهد بود.
میدانیم و میدانید که میتوانستید و نکردید!
امان از دل رنجیده مردمی که جز خداوند فریادرسی ندارند، مردمی که لحظه لحظه زندگی شان، جان کندن مدام است، مردمی که در تندباد غبار آلود، به سختی نفس میکشند و جهنم سوزان گرما و عطش تجربه هر روزشان است.
انگار سختی و مصیبت تاریخ در یک زمان متمرکز شده و فریادرسی نیست و این تصویری کامل از مظلومیتی است که نادیده انگاسته شده اما ثبت تاریخ خواهد شد.
حبیب اعلائی








