درباره پیمان دفاعیِ پاکستان، عربستان و ترکیه
درباره پیمان دفاعیِ پاکستان، عربستان و ترکیه
پيمان دفاعي سه‌جانبه پاکستان، عربستان سعودي و ترکيه که روز جمعه به امضاء سران اين سه کشور رسيد و «پيمان مکه» نام گرفت، با تفاسير گوناگون مواجه شده است. عده‌اي آن را يک هم‌پيماني براي مقابله با ايران دانستند، عده‌اي رژيم صهيونيستي را مخاطب اين پيمان معرفي کردند و عده‌اي ديگر آن را سپری در برابر ترکيبي از تهديدات احتمالي که با توجه به تحولات سريع منطقه متوجه عربستان، ترکيه و پاکستان است قلمداد کردند.

هرچند نمی‌توان هیچیک از این احتمالات را بطور کامل و مطلق خارج از ذهن امضاء‌کنندگان پیمان سه‌جانبه دانست ولی با تکیه بر واقعیت‌های موجود می‌توان به فلسفه انعقاد این پیمان پی برد.
۱- جنگ‌های تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی بر ایران به سران کشورهای منطقه نشان داد آمریکا در هیچ زمینه‌ای قابل اعتماد و اتکا نیست. وجود پایگاه‌های متعدد نظامی آمریکا در کشورهای منطقه که تأمین هزینه‌های ساخت و نگهداری آنها برعهده خود کشورهای میزبان است، قدرت تأمین امنیت خود را ندارد چه رسد به کشورهای منطقه. عربستان سعودی یکی از کشورهائی است که این واقعیت را با تمام وجود احساس کرده است.
۲- اردوغان با اینکه با رویای رسیدن به امپراطوری دوم عثمانی مارهائی مانند ابومحمد الجولانی را در آستین پروراند و با پروار کردن تروریست‌های تکفیری در استان ادلب آنها را در چارچوب طراحی آمریکا و رژیم صهیونیستی به حکومت دمشق رساند، اکنون احساس می‌کند این مارها به افعی تبدیل شده‌اند و نه‌تنها به تحقق رویای امپراطوری دوم عثمانی به رهبری او کمک نخواهند کرد بلکه به مهره‌هائی برای نتانیاهو تبدیل شده‌اند و می‌خواهند سوریه را به صهیونیست‌ها تقدیم کنند. رجب طیب اردوغان آن روز که تدارکاتچی ساکان موقت استان اِدلب شده بود نمی‌دانست قرار است سوریه بخشی از «اسرائیل بزرگ» شود نه امپراطوری دوم عثمانی.
۳- بن ‌سلمان هم از اشتهای سیری‌ناپذیر نتانیاهو که بخش‌هائی از عربستان را برای تشکیل اسرائیل بزرگ مطالبه می‌کند نگران است. از جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه هم چیزی غیر از اثبات درنده‌خوئی رژیم صهیونیستی و قابل اعتماد نبودن آمریکا عایدش نشده است. بنابراین طبیعی است که به جای گرایش نشان دادن به «پیمان ابراهیم» که بردگی صهیونیست‌ها و آمریکا را به همراه دارد به «پیمان مکه» گرایش نشان دهد که چه بسا بتواند راهی برای پایداری حکومتش باز کند. خبرهای پشت ‌پرده از تلاش عربستان برای رها شدن از درگیری در یمن هم حکایت دارند که نشان می‌دهد ادامه درگیری‌ها را به نفع خود نمی‌داند.
۴- پاکستان هم با اینکه یک قدرت اتمی است و در جنگ اخیر با هند برتری نظامی خود را به اثبات رسانده، از خطر هند در امان نیست. سفر نارندرا مودی نخست‌وزیر بشدت ضدمسلمانان هند به فلسطین اشغالی و تحکیم روابط با رژیم صهیونیستی را نه پاکستان و نه ترکیه و عربستان نمی‌توانند نادیده بگیرند.
۵- شاید ترامپ و ژنرال‌های ارتش آمریکا به این نتیجه برسند که به جنگ علیه ایران پایان بدهند ولی نتانیاهو قطعاً به شیطنت‌هایش ادامه خواهد داد. او به دلایل متعدد، ادامه جنگ در منطقه را به نفع خود می‌داند و لذا این احتمال وجود دارد که جنگ‌های جدیدی که ترکیه و عربستان و پاکستان را هم درگیر کنند در راه باشند.
۶- ایران، هرگز شروع‌کننده هیچ جنگی نبوده و نخواهد بود. این را سران عربستان، پاکستان و ترکیه به خوبی می‌دانند. قدرت‌نمائی ایران در دو جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نشان‌‌دهنده عزم ایران برای مقابله با تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده و در آینده نیز تمام کشورهای منطقه می‌توانند روی ایران با همین ویژگی حساب کنند. چنین نگاهی به ایران ایجاب می‌کند پیمان دفاعی پاکستان، عربستان و ترکیه به ایران نظر نداشته باشد به ویژه که این هر سه کشور با ایران روابط خوبی دارند و این را هم می‌دانند که حملات ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه به معنای خصومت با کشورهای منطقه نیست و چه بسا بتواند با اخراج نظامیان آمریکائی از این کشورها به آنها برای بازیابی استقلال خود کمک کند.
اگر پیمان دفاعی سه کشور مسلمان منطقه بتواند مقدمه‌ای برای یک پیمان جمعی کشورهای اسلامی باشد، امر بسیار مبارکی خواهد بود. از ایران هم که قدرت فوق‌العاده خود را در نبرد با آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان داده اگر برای کامل شدن پیمان دفاعی کشورهای اسلامی استفاده شود، منطقه خاورمیانه در زمینه تأمین امنیت خود در برابر تمام قدرت‌های خارجی خودکفا خواهد شد.