تلاش برای رهایی ورزش سیستان و بلوچستان از چنبره سیاست زدگی
تلاش برای رهایی ورزش سیستان و بلوچستان از چنبره سیاست زدگی
سال‌هاست هیأت‌های ورزشی سیستان و بلوچستان در دایره‌ای بسته از مدیریت غیرتخصصی گرفتار آمده‌اند، پدیده‌ای که به ظاهر با وعده جذب حمایت‌های مالی و سیاسی توجیه می‌شود، اما در عمل به سیاست‌زده‌شدن عرصه ورزش و غلبه رنگ‌و‌لعاب قدرت بر کارشناسی انجامیده است.

حضور چهره‌های سیاسی و صاحبان نفوذ در رأس هیأت‌ها، نه تنها طلیعه‌ای از توسعه زیرساختی یا رونق مالی برای ورزشکاران نیاورد که در مواردی حتی امکان تعامل مستقیم ورزشکاران با مدیران را نیز به حداقل رسانید. این دوری از تخصص، قربانیان متعددی در عرصه ورزش استان برجای گذاشته است، که هاکی تنها نمونه‌ای آشکار از آن است، رشته‌ای ریشه‌دار و افتخارآفرین که با سپرده شدن به دستانی ناآشنا، نه تنها به قهقرا رفت، که به کانون حواشی رسانه‌ای و چالش‌های مدیریتی تبدیل شد. اکنون و در رویکردی امیدبخش، هیأت هاکی به سرپرستی یکی از فرزندان همان رشته اداره می‌شود، تجربه‌ای که الگویی بالقوه برای دیگر هیأت‌هاست تا مدیریت را به اهل فن بسپارند و ورزشکاران با روسایی هم‌جنس و هم‌دل خویش تعاملی سازنده برقرار کنند.

با این حال انتصاب یک رئیس متخصص به تنهایی گره‌گشای همه معضلات نیست. هیأت‌های ورزشی، به ویژه پس از سال‌ها رکود یا تعطیلی، ساختارهای فرسوده و از دست‌رفته‌ای دارند که نیازمند حمایت‌های همه‌جانبه و برنامه‌ریزی کلان است. این امر مستلزم تعامل فعال صاحب‌نظران و پیشکسوتان هر رشته با اداره کل ورزش و جوانان است تا با طراحی سازوکاری نوین و کارآمد، بنیان‌های ورزشی از نو استوار گردد. در مورد هاکی اگرچه گزارش‌هایی از برگزاری کارگاه‌های آموزشی در شهرستان‌ها و فعالیت تیم بانوان حکایت از تحرکی تازه دارد، اما انتظارات از یک مدیر متولد در بطن این ورزش به مراتب فراتر از اقدامات مقطعی است. هاکی باید با تکیه بر پیشینه درخشان خود، به سمت تأسیس باشگاه‌های پایدار و جذب اسپانسرهای جدی حرکت کند، مسیری که بدون تأمین زیرساخت‌های اساسی، به ویژه سالن اختصاصی، ناهموار خواهد ماند.

ناگزیر باید به واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی این ورزش نیز توجه کرد. هاکی رشته گران‌قیمتی است و تهیه تجهیزات آن برای اقشار کم‌درآمد دشوار. همچنین مشکل دسترسی به محل تمرین، به ویژه در شهری مانند زاهدان که از سیستم حمل‌ونقل یکپارچه محروم است، بر دشواری‌ها می‌افزاید. بنابراین هیأت متخصص هاکی می‌بایست در تعامل با اداره کل، تمهیدات ویژه‌ای برای کاهش هزینه‌ها و تسهیل دسترسی علاقه‌مندان از همه طبقات بیاندیشد. شکست در چنین میدانی تنها یک ناکامی شخصی نیست، بلکه شکست ساختار مدیریتی، نهاد متولی ورزش و در نهایت ناامیدی جوانانی است که به این سرزمین و استعدادهای خود دل بسته‌اند. اگر حواشی بر متن حکومت کند و کشتی ورزش در مرداب بی‌اعتنایی و مدیریت نادرست فرو‌ماند، نه تنها هاکی که دیگر رشته‌ها نیز محکوم به فراموشی خواهند بود. امروز زمانه‌ی مدیریتی خردمندانه و عزمی جهادی برای احیای ورزشی است که می‌تواند مایه‌ی مباهات و بالندگی این دیار باشد.