تراژدی معلمان بی‌سرپناه/ چگونه بی‌عدالتی در مسکن معلمان، بر تعلیم و تربیت تاثیر می‌گذارد
تراژدی معلمان بی‌سرپناه/ چگونه بی‌عدالتی در مسکن معلمان، بر تعلیم و تربیت تاثیر می‌گذارد
غم و اندوهی عمیق در قلب معلمانی که خانه و سرپناهی ندارند، جریان دارد. تصور کنید که یک معلم، که وظیفه‌ی بزرگ تعلیم و تربیت نسل آینده را برعهده دارد، در سرایداری‌های مدارس زندگی می‌کند، ناتوان از پرداخت اجاره‌بها و هزینه سنگین رهن مسکن؛ معلمی که در چشمان طفلان معصوم خود با عجز و ناتوانی نگاه می‌کند و هیچ یاری‌کننده‌ای برای حل مشکلاتش نمی‌بیند. چگونه می‌تواند ذهن خود را برای تدریس متمرکز کند، وقتی که هر لحظه دغدغه‌ی یافتن سرپناهی امن را در سر دارد؟

این داستان دلخراش بسیاری از معلمان ماست که نه تنها باید با چالش‌های آموزشی روبرو شوند، بلکه با شرایط سخت زندگی در سرایداری‌ها نیز دست و پنجه نرم می‌کنند. آن‌ها باید صبح‌ها در کلاس درس بدهند و بعدازظهرها نظافت انجام دهند، بدون این‌که وقتی برای استراحت یا مطالعه داشته باشند.

این در حالی است که بسیاری از دستگاه‌های دولتی به کارمندانی که صاحب خانه هستند، زمین‌های روستایی در شهرک‌های جدیدالتاسیس واگذار کرده‌اند. برایشان مهم نیست که فرم جیمشان سبز باشد یا قرمز، این زمین‌ها را به چند صد برابر قیمت به دیگران می‌فروشند و خودروهای لوکس خود را لوکس‌تر می‌کنند.

کجاست عدالت؟ چگونه می‌تواند معلمی که خودش بی‌عدالتی را می‌بیند، عدالت را به دانش‌آموزانش بیاموزد؟ نمی‌شود که به آموزش و پرورش بگویند تعداد پرسنل شما زیادتر از سایر دستگاه‌هاست، در کوچه‌ها و خیابان‌ها خیمه بزنید، اما درخواست سرپناه نکنید. مسکن و زمین به کارمندانی داده می‌شود که صاحب چندین مسکن و زمین هستند.