یادداشتی به بهانه سفر رییس سازمان سینمایی به سیستان و بلوچستان 
یادداشتی به بهانه سفر رییس سازمان سینمایی به سیستان و بلوچستان 
در روزهای پایانی دولت سیزدهم، خزاعی رییس سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد برای افتتاح چند سالن سینمایی به سیستان و بلوچستان سفر کرد و در محل استانداری با استاندار، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از فیلمسازان دیدار کرد. من به دلیل عدم دعوت و حضور در جلسه از آنچه در آنجا گذشته بی خبر هستم و لازم دیدم نکاتی را در قالب یادداشت یادآور شوم به امید آن‌که در آینده مثمر ثمر واقع شود و فیلمسازی در استان به دوران باشکوهش بازگردد.

چند سالی ست که استانداری و منطقه آزاد چابهار با حمایت از فیلم های سینمایی زمینه تولید و حضور گروه های سینمایی در استان شده اند. کمک های مالی میلیاردی که با آن میشد چندین فیلم سینمایی کم هزینه با هدف اکران در گروه هنر و تجربه و شرکت در جشنواره های مختلف جهانی تولید نمود با چه هدفی به آثاری تعلق گرفته که حتی رنگ پرده سینما را به خود ندیده و در میان منتقدین سینمایی بازتاب منفی داشته و فلسفه ساختش را زیر سوال برده اند؟ البته در این میان استانداری و منطقه آزاد چابهار قصوری نکرده اند. اگر چه تهیه کننده ها غیر بومی بوده اند، اما کارگردان بومی بوده و بالطبع هدف مدیران حمایت از یک فیلمساز بومی بوده و نمی توان به عملکرد آن‌ها خرده گرفت. وقتی سازمان سینمایی و بنیاد فارابی از تولید یک اثر در استان حمایت می کنند طبیعتاً مدیران استانی هم خود را موظف به حمایت می دانند. در این یادداشت نقد اصلی به ساختار سازمان سینمایی باز میگردد که چرا از آثاری حمایت می کند که فیلمنامه محکمی ندارند و رنگ پرده سینما را به خود نمی بینند؟ مگر در بدو امر فیلمنامه توسط اعضای شورای تصویب فیلمنامه خوانده نمی شود؟ مگر اعضای شورا به قواعد و فنون فیلمنامه نویسی آشنا نیستند (که قاعدتا آشنا هستند) پس چگونه فیلمنامه هایی که نه شخصیت پردازی دارند و نه ساختار قصه ای محکمی دارند مشمول حمایت مالی شده است؟ آیا اعضای شورا نمی دانند که در هنگام نگارش، ساختار بخشیدن آسانتر است تا هنگام ساخت؟

و اما اصل ماجرا…

سازمان سینمایی با عملکرد نامطلوب خود در صدور مجوز ساخت و نحوه گزینش فیلمنامه ها برای حمایت مالی باعث شده تا استان هزینه گزافی برای حمایت از آثاری بپردازند که ارزش تولید نداشته اند. مدیران استانی با هدف حمایت از تهیه و تولید فیلم، از آثار دارای مجوز از سازمان سینمایی حمایت می کنند و به دلیل نداشتن تخصص در این زمینه به همان مجوز اکتفا می کنند غافل از آنکه این حمایت جز هدررفت سرمایه پیامد دیگری ندارد. ارزش یک فیلم ابتدا به رفتن روی پرده و در وهله دوم حضور در جشنواره های معتبر و اخذ جایزه است. وقتی یک اثر در هیچ کدام از این بخش ها موفق نبوده یعنی سرمایه هدر داده است. وقتی مردم یک فیلم سینمایی را بر پرده نبینند پس ساختش چه ضرورتی دارد؟ اگر بنا باشد یک فیلم به دلیل عدم استانداردهای لازم از تلویزیون پخش شود پس چرا با هزینه کمتر و با بودجه تلویزیون تولید نشود؟

مشکلی که این روزها گریبانگیر سینما شده اینست که تهیه کننده به دلیل جذب سرمایه دولتی نیاز به اکران فیلم ندارد و سود تهیه کننده در همان جذب سرمایه است و نه فروش فیلم. در نتیجه کیفیت اثر اهمیتی ندارد و صرفا گروه با هدف ساخت دور هم جمع می شوند.

با این حساب توقع می رود اگر استانداری قصد حمایت از فیلم سینمایی را دارد فراخوان دهد تا فرصت رقابت بین فیلمسازان به وجود آید و بالطبع کیفیت آثار تولید شده افزایش یابد. اینکه تصور کنیم بودجه های کمکی به فیلم به جیب کارگردان بومی می رود یک تصور غلط است. کارگردان از تهیه کننده دستمزد می گیرد. اگر قرار است بودجه استانی با هدف کمک به فیلمسازان بومی اختصاص یابد سازوکاری در استان تعریف شود تا آینده فیلمسازان و فیلمسازی تامین گردد، این راهی که در پیش گرفته شد جز دور ریختن سرمایه، پیامد دیگری ندارد.

سلطانعلی عابدی