خبر واگذاری امتیاز به یک تیم زاهدانی جهت حضور در مسابقات لیگ سوم در حالی منتشر شد که تیم بخشان سراوان قهرمان استان به لیگ دسته سوم کشور راه یافته و هنوز یک اسپانسر برای تامین هزینه های این تیم پیدا نشده است. اعطای مجوز بیش از آنکه مایع خوشحالی فوتبالیست ها شود همه را غافلگیر کرده است. وقتی این خبر بغرنج تر می شود که هیات فوتبال آمادگی چنین خبری را نداشته و برای واگذاری این امتیاز به باشگاه ها، فراخوان داده است.
مسابقات لیگ دسته سوم کشور ۷ ابان ماه اغاز می شود و تیمی که حاضر به پذیرش این مجوز شود از هم اکنون تا زمان اعزام به مسابقات در خوشبیانه ترین حالت ۲۰ روز وقت دارد. این زمان برای عقد قرارداد با بازیکنان، تمرینات و تامین منابع مالی ناشدنی ست و به زعم واکنش های پیشکسوتان تبدیل به زنگ تفریح سایر تیم ها می شویم. یکی از فعالان فوتبالی فضای مجازی نوشت: بیاییم منطقی به موضوع نگاه کنیم. در این زمان محدود نمیتوان تیم را به آمادگی قابل قبولی رساند. وقتی تیم های استان با آمادگی قبلی و برنامه ریزی و تمرین به مسابقات کشوری می روند نتیجه دلخواه را نمی گیرند، حال که قرار است بدون تمرین و اسپانسر به مسابقات لیگ سوم برویم چه اتفاقی می افتد؟
این مدل اظهار نگرانی ها از زمان انتشار خبر تاکنون ادامه دارد. در هر صورت این خبر همان قدر که خوشحال کننده بوده، علاقمندان حضور در لیگ سوم را شوکه کرده است. چرا فدراسیون فوتبال، آن هم در آستانه انتخابات هیات استان چنین امتیازی را واگذار کرده و هدفش چه بوده است؟
در هر روی اگر چه این خبر در چنین شرایطی نقد و گله بسیار دارد، اما لازم است از اکنون هیات فوتبال رایزنی خود با نهادهای دولتی و خصوصی را آغاز کرده و رییس هیات بعدی علیرغم نبود زمان کافی از این امتیاز برای توسعه فوتبال استان بهره برد.









سروش ملت پرست
تاریخ : ۳۰ - مرداد - ۱۴۰۳…خداحافظت ملوان*
سالهاست تورو نمیخوام خداحافظت ملوان(شبهملوان)
سخته یا ساده؟ سرانجام خداحافظت ملوان
فرق بینهایتی هست بین تو با ملوانم
کافیه همین یه پیغام: خداحافظت ملوان
بسته پژواک اسارت واسه دلخوشی به یک نام
همهچی رنگی از اوهام خداحافظت ملوان
حقیقت تلخ و همینه تو فقط یه سایه هستی
از یه عشق و اونهمه جام خداحافظت ملوان
سایه؟! حتی سایه هم نه تو نماد حقکشیها
توی شهر خاطرههام خداحافظت ملوان
نه تو اون قویسپیدی باشکوه و پرطراوت
و نه من رفیق ایام خداحافظت ملوان
خیلیها میگن یه عشقی عشق مطلق! و چه حاصل؟
سیوچندساله تو این دام خداحافظت ملوان
اینکه من دارم میبینم ازدحام پول و پوچی است
فوتبالی به طعم سرسام خداحافظت ملوان
شهری از هستی تهی و تو باشی امید مردم؟!
چه حقیره این پروگرام خداحافظت ملوان
انزلیام پر دردِ پر زخمِ و پرغربت
همهچی در حد اعدام خداحافظت ملوان
غازیانام پر اشکِ پر آه و پر پیری
تو یه دامی توی دنیام خداحافظت ملوان
این وسط چه معنی داره فوتبال و اینهمه غوغا؟!
یه جُکه عینهو برجام! خداحافظت ملوان
جامعه مفلوک بمونه که تو تسکین قلوبی؟!
بیخیال آرزوهام خداحافظت ملوان
اولویت چیز دیگه است قشر فرهنگی و کارگر
تو اصلاً نیستی دلارام خداحافظت ملوان
انزلی تشنه درکه معرفت خریدنی نیست
نه تو این شعر که به هر گام خداحافظت ملوان
ملوانِ من همونجاست جانمی! توی زمین پاس
شهریارانی چه خوشنام خداحافظت ملوان
گرد مرداب و سکوتش سمفونی زندگی بود
جاریه تو شبوروزام خداحافظت ملوان
فارغ از فیسوافاده همشون خالص و ساده
تا دم آخر همونجام خداحافظت ملوان
کاپیتان همونه جانا محمد قدیربحری
رو موتورگازیش چه آرام خداحافظت ملوان
توی اون نسل طلایی هیچکی منت نمیزاشتش
تداعی میشه با بابام خداحافظت ملوان
جام غرق عشق سال ۶۹ یادش گرامی
آخرخط اشک رو چشمام خداحافظت ملوان
ملوان انزلیِ نوستالژی سالهای دور
نه چنین لکنده و خام خداحافظت ملوان
سالهایی پر از رفاقت ملوانی عین مردم
بیسیاست پرِ الهام خداحافظت ملوان
سیاست ناخالصیرو عادی کرده توی شهرم
من تو این بازی نمیآم خداحافظت ملوان
ملوانِ آماتور داشت عطر جانبخشی ز یک شهر
حالا شبهحرفهای پرابهام خداحافظت ملوان
ملوانم بشه مسخِ فوتبالی چنین کثافت؟
پول هرز دروغ و دشنام خداحافظت ملوان
حالا من کنار باران و به یاد اون ملوان
بیقرارشم و میآم خداحافظت ملوان
درودی دوباره بر آن ملوان بتشکن باد
خودمو و رؤیامو میخوام خداحافظت ملوان
این نه فوتبالِ و نه این ملوان انزلیِ
طنز تلخ بام تا شام خداحافظت ملوان
نتونستم این کلاهُ سر خستهام بزارم
بگم ای تابو! بیارام خداحافظت ملوان
زندهبادا یاد آن قو ملوان دهه شصت
بیریا و خوشخرام خداحافظت ملوان
آخر قصه همینه هر ملوانی، ملوان نیست
حتی اگر تکوتنهام خداحافظت ملوان
دوست دارم همون صفا و سادگیهای قدیمو
با همین شعر لب دریام خداحافظت ملوان
با دلی تنگ و یه بغضه پارهپوره برمیگردم
تف به چند دهه سفرهام خداحافظت ملوان
میمونم به زیر باران وسط کوچه ماهور
توی حسی از غزلهام خداحافظت ملوان…
۲۶ مرداد ۱۴۰۳ خورشیدی سروش ملتپرست ـ انزلیچی ـ غازیانی دور از وطن
• منظور از (خداحافظ ملوان)، اشاره به ماهیتهای متفاوت تیمی است در ادوار مختلف، تأکید بر(با مردم بودن) و اصالت و راستی و دوستی و درستی و برای مردم ماندن ملوان دهه۱۳۶۰٫ رویکرد اصلی این شعر تفاوت قائلشدن معنایی ـ محتوایی میان ملوان بندرانزلی بااصالت و معتبر و بیحاشیه دهه ۶۰ است؛ با آن همه تأثیرات مثبت اجتماعی(در یک شهر بندری کوچک)، با شبهملوان پرپول و پرحاشیه سالها و دهههای اخیر و مستحیلشده در عرصه سیاست و مادیگرایی محض و غوغاسالاری و بهتعبیری مختصر: هر ملوانی که ملوان نیست…