“هرات” درد مشترک
“هرات” درد مشترک
فرهنگ و زبان مشترک، خویشاوندی، هم زیستی در کنار نوع دوستی باعث شده که تلفات تلخ زلزله های دهشتناک و ویرانگر اخیر ولایت هرات به درد مشترک ملت ایران و افغانستان تبدیل شود. 

قرابت هرات به عنوان ربع خراسان و حوزه تاریخی سیستان و شباهت های فرهنگی، شرایطی را پدید آورده که گویی این فاجعه در یکی از استان های ایران رخ داده؛ به راستی اگر در تاریخ معاصر، دست استعمار هرات را از مام وطن جدا نمی‌کرد، واکنش و حال و هوا سایر استان های ایران در قبال زلزله هرات چه بود؟ نقش مرزهای سیاسی و دعوی دولت ها به گونه ای بر فرهنگ مشترک، نژاد و خویشاوندی سایه انداخته که گویی هرات در قاره ای دیگر واقع شده است.

التهابات جامعه ناشی از جریان رسانه ای مهاجران افغانی، مناقشه آبی هیرمند و هریرود، اظهارنظرها و اقدامات کینه توزانه مقامات افغانستان از دوره جمهوریت تا امارت اسلامی، خاطر ملت ایران را مکدر کرده و از طرفی سیاست های هویت سازی مسئله آب، فقر و بیکاری، ضعف جامعه مدنی، اشاعه داده های اشتباه در خصوص معاهده ۱۳۵۱ به عامه ملت افغانستان در سایه ضعف دیپلماسی عمومی ایران، مردم این کشور را به عنوان یکی از موانع بر سر حقابه ایران قرار داده است.

پس از تسلط احمد خان ابدالی بر کابل، روند مهندسی اجتماعی، گسترش و پراکنش پشتون ها در سایر نقاط افغانستان آغاز و تا کنون ادامه دارد، از آن جایی که موضوع دولت _ملت در میان نزاع و رقابت گروه های قومی مفهوم خود را از دست داده، صاحبان حکومت از جمهوریت تا طالبان که غالب قدرت در دست قوم پشتون بوده، بقای قدرت خود را در گسترش و پراکنش پشتون ها در نقاط مختلف افغانستان دیدند، بنابراین سایر گروه های قومی در سایه اشاعه پشتونیزم همواره مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند.

بی تردید بابت فاجعه انسانی و زیست محیطی سیستان ماحصل سدسازی‌های افغانستان از حکومت این کشور رنجیده خاطر هستیم، اما ذکر چند نکته خالی از لطف نیست، اهالی هرات، فراه، نیمروز و … خود قربانی پشتوتیزم و ایدئولوژی طالبانیسم هستند. بند کمال‌خان در ولایت نیمروز قرار گرفته، بنابراین انحراف آب رودخانه هیرمند هیچ ارتباطی به ولایت هرات ندارد. تصاویر ماهواره‌ای نشان می دهد که بالادست بند کمال‌خان، تعداد قابل توجهی بند انحرافی در مسیر رودخانه هیرمند برای افزایش زیر کشت خشخاش احداث شده، به گونه ای که اهالی ولایت نیمروز از بی آبی رنج می برند و این مسئله نیز در راستای سیاست کوچ دادند بومیان این ولایت اجرا شده است.

هم اکنون در هرات با خیل بازماندگان بی سرپناه، مفقودان جامانده زیر آوار و افراد نیازمند امدادرسانی مواجه هستیم، گویا مقامات طالبان توان یا اراده ای برای امداد رسانی مطلوب ندارند و حتی آمار درستی نیز از میزان تلفات در اختیار رسانه ها قرار ندادند که بعد از به تصویر کشیده شدن خرابی ها، مجبور به عذرخواهی شدند. همزبانان و خویشاوندان ما در ولایت هرات نیازمند هم دلی و نوع دوستی دولت و ملت ایران هستند، به یاری آن ها بشتابیم.

فرشید عابدی