اهمیت سیستان در تاریخ و فرهنگ ایران و حتی جهان بر کسی پوشیده نیست. به عقیده ی برخی صاحبنظران “سیستان” مهد زایش و طلوع تمدن در فلات ایران است. اگر جلوتر بیاییم و به دوره های تاریخی بنگریم، نقش سیستان در آن دوره ها پررنگ و پررنگتر می شود، در کتیبه های هخامنشی همواره نام و توضیحی از آن آمده است. در دوره ی اشکانیان اگر برگزیده ای از خاندان سورن، تاج برسر شاهنشاه نمیگذاشت پادشاهی اش مشروع نبود. اردشیر بابکان موسس سلسله ی مقتدر ساسانی، ولیعهد خود شاهپور اول را به حکمیت سیستان گمارد تا مقدمات شاهنشاهی اش فراهم گردد و آموزش بیند و شاهپور با افتخار نام سکانشاه به معنی شاه سیستان بر سکه های خود ضرب میکرد، اما اینها همه سخن است و اندیشه و نیازمند محملی از ماده تا آنها را بر پشت گیرد و آن محمل همین خشت و خاک و آثار تاریخی ست. پس اندیشه و تاریخ، جان و آثار مادی جسم. پس حفظ آثار حفظ جان و فرهنگ ایران است و ضامن بقای ایران عزیز.
دست بیگانه سیستان کهن را به دو نیم تقسیم کرد و بخشی که نام سیستان ایران را بر خود گرفت، همچون برادرش سیستان شرقی، آثار تاریخی بی بدلی را در آغوش گرفته که بدون تردید کوه خواجه گل سر سبد این میراث گرانبهاست.
از هر نظر که به آن بنگریم قابلیتی خاص رخ می نماید. اگر با دید ثبت جهانی نگاهی بیندازیم، شاخصه ها و ارزش های برجسته ی جهانی را هم به عنوان میراث فرهنگی جهانی و به عنوان میراث طبیعی جهانی داراست. حتی منظر فرهنگی و طبیعی آن قابلیت ثبت جهانی را دارد که توضیح بیشتر از حوصله ی این نوشته خارج است.
در اکثر کتب جامع تاریخ معماری نامی از کوه خواجه به میان آمده است، تزیینات منحصر به فرد مثل نقاشی ها، گچبریها و تزئینات گلی یا شیوه های اجرای تاق ها و گنبد ها، پلان معماری و … هر چه از ارزش این مجموعه بگوییم باز هم کم است.
متاسفانه در سال های اخیر که وضعیت حفظ و نگهداری آثار تاریخی در استان رو به زوال جدی بوده، کوه خواجه هم از این روند و قاعده مستثنی نبود، سپردن مسئولیت پایگاه پژوهشی یا به قولی پایگاه ملی در چند سال اخیر به مدیران فاقد تخصص باعث شده که مسیر پایگاه از رسالت اصلی آن که همواره حفظ و شناخت این گوهر بی بدیل بود دور شده و فقط به اقدامات متظاهرانه و پوشالی بسنده کرده اند. البته این روند در سایر مجموعه ها مانند منطقه حوضدار کندر و مداخلات آن هم بسیار دیده می شود که باعث از بین رفتن بسیاری از شاخصه ها در آنها شده است.
از طرفی انتخاب یکی از نگهبانان یگان حفاظت به عنوان نماینده ی تام الاختیار مدیر پایگاه این ضایعات را چند برابر کرده است. مداخلاتی بدون پژوهش و تخصص موجب شده آسیب های جبران ناپذیری وارد به آثار وارد شود.
کارشناسان آثار تاریخی معتقدند که تصمیم گیری و مداخله در مجموعه ی کوه خواجه بدون پژوهش، بررسی و شناخت دقیق و سپس تصمیم گیری در سطح ملی نباید صورت پذیرد، اما متاسفانه شاهد عکس این ملاحضات هستیم.
اخیرا که پروژه ی آسفالت دره سوخته که با انتقادات بسیار زیادی همراه بود، در حال انجام است. سهل انگاری مسئولان پایگاه منجر به سوء استفاده ی پیمانکار احداث جاده و تخریب و تعریض جاده در دو طرف شده است. متاسفانه بطوریکه در بخشی که امکان عبور دو خودروی سبک از کنار هم نبود، حال احتمالا شاهد امکان عبور دو خودروی سنگین از کنار هم هستیم.
آیا تخریب و تعریض با وجود آنهمه حساسیت بجا و درست، توجیه پذیر است؟
آیا میتوان این تخریب بزرگ را ترمیم کرد؟
آیا در صورت ترمیم، اصالتی به مجموعه باقیمانده است؟
آیا همچنان آثار بی مانند تاریخی باید توسط برخی مسئولین و ناظران بی تعهد تخریب شوند؟
آیا هنوز زمان آن نرسیده که همچون سایر استان ها، میراث فرهنگی استان ما در جهت حفظ و نگهداری علمی آثارش قدم بردارد؟
از مجموعه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع استان انتظار می رود که نسبت به تخریب ها و مداخلات اشتباه در آثار تاریخی استان، مخصوصا مجموعه ی بی نظیر کوه خواجه اقدام قاطع و علمی صورت دهند و با برخورد جدی و قاطع با خاطیان و سهل انگاران مخصوصا خاطیان مرتبط با تخریب های کوه خواجه در راستای رسالت ذاتی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی قدم بردارند.
بدیهی ست بخش بسیار زیادی از ضعف های موجود در این حوزه در سالهای اخیر مخصوصا در سیستان ناشی از سپردن مسئولیتهای تخصصی به افراد بی تخصص بوده است، علی ایحال باید روند سوءمدیریت چند سال در حوزه کوه خواجه برای حفظ آثار بی نظیر آن، به اتمام برسد.








