چرا بومیان در صدا و سیما امکان رشد ندارند، اما غیر بومیان دارند؟
چرا بومیان در صدا و سیما امکان رشد ندارند، اما غیر بومیان دارند؟
امروز رخدادی غریب، رخ داد. انتصاب جابر علیمحمدی به عنوان مدیرکل صدا و سیمای سیستان و بلوچستان، شوکی بزرگ برای دغدغه مندان رسانه است. از آنروی این موضوع قابل اعتناست که حدود چهار سال از آمدن وی به استان نمی گذرد و او اکنون بر یکی از مهم‌ترین کرسی های استان تکیه می زند. او قبل از آمدن به استان در شهرکرد متصدی حفاظت فیزیکی بود و به عنوان معاون صیانت به صدا و سیمای سیستان و بلوچستان آمد. حال این سوال مطرح است که چگونه یک کارمند عادی در عرض چهار سال در سیستان و بلوچستان به مدیر کلی می رسد، اما بومیان منطقه از دستیابی به چنین توفیقی محرومند؟

نکته مهم دوم اینست که علیرضا کیخا به عنوان یکی از مدیران موفق صدا و سیمای استان به عنوان معاون امور استان های صدا و سیمای کشور منصوب شده و انتخاب مدیر کل صدا و سیما بر عهده وی بوده است. حال سوال اینست چرا وقتی صدا و سیمای کشور به او به عنوان یک بومی منطقه اعتماد کرده بود و تصدی صدا و سیمای استان را به او سپرده بود، او به یک بومی اعتماد نکرد؟

موضوع این یادداشت به اشتباه برداشت نشود. ایران متعلق به همه ایرانیان است، اما نگارنده بر این اعتقاد است در صورت شرایط مساوی، حق با بومیان منطقه است. سرما، گرما ، ناامنی، گرد و غبار، محرومیت از رفاه و … برای بومیان و کرسی نشینی برای مهمانان ناخوانده؟! این ناعادلانه ست.

صدا و سیمای استان از سال های دور تاکنون معاونین متعددی داشته که چندین نفر آن‌ها بر اساس روزمه و ارزیابی عملکردشان، توانایی اداره این سازمان را دارند. قطعا نگارنده با برخی از روحیات، اخلاق و منش آن‌ها مخالف است، اما در این‌که بیش از علیمحمدی توانمندی دارند، تردیدی ندارد.

جناب علیمحمدی حدود سه سال معاون صیانت صدا و سیمای استان بوده، سپس از استان رفته و به عنوان قائم مقام به استان بازگشته و یکسال هم در این کسوت بوده است. این در حالیست که برخی چهره های بومی به عنوان معاون سال های متمادی با چند مدیرکل همکاری داشته اند. کسی که یک دقیقه برنامه تولید نکرده است. کارکنان صدا و سیما از برخوردهای صیانتی وی خاطره خوشی ندارند. یک معاون در دوران وی در دستگاه قضا پرونده دار شد، اما هنوز خبری از محکومیت وی شنیده نمی شود و انگار با آبرویش بازی شده است. در اتهاماتی از این دست افراد بر اساس آیین نامه های داخلی محاکمه می شوند نه اینکه به دستگاه قضا سپرده شوند. وقتی هنرمند، اهل قلم یا تهیه کننده از مواجهه با مدیر ابا داشته باشد، چگونه میتوان یک ارتباط دو طرفه برای تولیدات فرهنگی شکل گیرد؟

بر اساس شایعاتی که منتسب به مدیرکل سابق صدا و سیما می کنند، چهار نفر بومی هم برای تصدی این کرسی معرفی شده بودند که گویا این موضوع صحت ندارد. بر اساس عرف کاندیداهای این کرسی به تهران فراخوانده می شوند و علاوه بر مصاحبه، از آنها رزومه گرفته می‌شود. نگارنده از عدم حضور سه نفر از کسانی که نام برده می شوند، اطلاع دارد.

بر اساس شواهد امر این تصمیم عقیدتی و شخصی بوده و ربطی به توانایی یا عدم توانایی افراد نداشته است. جا دارد یادی کنیم از شیخ علی اکبر کیخا، امام جمعه محترم و شجاع زابل که نگارنده با وی همکلاس و هم محله ای بوده است. زمینه رفتن شیخ علی اکبر از استان به دلیل اعتراض به انتساب غیر بومی ها بود. خاطره خراسان خیلی جنوبی را هیچگاه فراموش نخواهیم کرد. شیخ، صدای مردم سیستان شد و مردم قدرشناس هنگام رفتنش او را به گرمی بدرقه کردند. لازم است هنگام انتصابات اندکی هم به شیخ علی اکبر بیندیشیم.

سلطانعلی عابدی