نگاهی انتقادی به تعطیلی بخش پست‌پارتوم در بیمارستان امیرالمؤمنین(ع) زابل
نگاهی انتقادی به تعطیلی بخش پست‌پارتوم در بیمارستان امیرالمؤمنین(ع) زابل
بخش مراقبت پس از زایمان (پست‌پارتوم) بیمارستان‌ امیرالمومنین(ع) زابل، در روز چهارم اسفندماه ۱۴۰۴ و بنا بر گزارش‌های رسیده از کادر درمان و تحقیقات میدانی، بدون ابلاغ دلیلی روشن و در میانه شیفت عصر، به یکی از لاین‌های بخش زنان منتقل شد، هنگامی که ماماها مشغول خدمت‌رسانی به مادران و نوزادان بودند. این تصمیم فارغ از شیوه‌ی ناگهانی اجرای آن، پرسش‌هایی جدی درباره‌ی معیارهای تصمیم‌گیری در نظام مدیریت درمان منطقه پیش می‌کشد.

بنا بر اظهارات کادر درمان، ظاهرا این جابه‌جایی در بستر اختلاف میان دو مقام مدیریتیِ ارشد در حوزه‌ی درمان و گروه زنان بر سر کاربری بخش نازایی رخ داده است. گفته می‌شود یکی از طرفین قصد داشته بخش نازایی را، که در طبقه‌ی زیرین بخش آنژیوگرافی قرار دارد، به فضای مراقبت‌های قلبی تبدیل کند و طرف دیگر با این تغییر مخالف بوده است. روایت کادر درمان آن است که بسته‌شدن بخش پست‌پارتوم پیامد همین اختلاف بوده است. این روایت تا زمان پاسخ‌گویی رسمی مسئولان، در حد ادعایی مستند به اظهار شاهدان باقی می‌ماند، اما اگر درست باشد، به معنای آن است که سرنوشت فضای درمانیِ مادران و نوزادان را نه نیاز بالینی، بلکه رقابتِ درون‌سازمانی رقم زده است.

در همین‌جا یک پرسش منطقی مطرح می‌شود: اگر فضای مورد اختلاف، به دلیل هم‌جواری با بخش آنژیوگرافی، ماهیتاً متعلق به حوزه‌ی قلب است و استفاده‌ی دیگر از آن ناروا بوده، پس چرا تا پیش از این سال‌ها در خدمت بخش زایمان و نازایی قرار داشته است؟ و اگر این کاربری تاکنون مجاز و قابل‌دفاع بوده، چه تغییری رخ داده که ناگهان مجوز خود را از دست داده است؟ پاسخ به این پرسش بر عهده‌ی مدیریت دانشگاه است، چراکه به‌طور طبیعی نحوه‌ی بهره‌برداری از ساختمان‌ها و فضاهای بیمارستانی در اختیار دانشگاه علوم پزشکی است و انتظار می‌رود مراجع بالادستی نیز از تصمیمات مدیران محلی، مشروط به آنکه بر پایه‌ی نیاز بیماران و رفاه آنان اتخاذ شده باشد، پشتیبانی کنند. معیار سنجش هر تصمیمی از این دست باید بهبود خدمات به بیمار باشد، نه برتری یافتن یک بخش بر بخش دیگر.

پیامدهای عملی این تصمیم، بنا بر گزارش کادر درمان، ملموس و نگران‌کننده است. فضای جدید به دلیل خرابی فن‌کوئل‌ها گرمای شدیدی دارد و بوی نامطبوع سرویس‌های بهداشتی و حضور خفاش‌ها، به‌ویژه صدای آن‌ها در دل شب، آسایش مادران، نوزادان و پرسنل را مختل کرده است. گفته می‌شود در مواردی گرمای بیش از حد اتاق‌ها با بروز گرمازدگی و تشنج در نوزادان همراه بوده است. این موضوع اگر مستندات پزشکی آن ارائه و راستی‌آزمایی شود، از سطح نارضایتیِ محیطی فراتر می‌رود و به مسئله‌ی ایمنی بیمار بدل می‌شود. کادر درمان می‌گوید این مشکلات چندین بار به‌صورت شفاهی و کتبی به مسئولان اعلام شده، اما اقدام مؤثری صورت نگرفته است. در تضاد با این وضعیت، بخشی کاملاً مجهز و دارای سیستم تهویه و سرمایش مناسب، خالی و بدون استفاده در همان بیمارستان وجود دارد، واقعیتی که ادامه‌ی این شرایط را دشوارتر از پیش قابل توجیه می‌کند.

کمبود فضا اثر خود را بر شیوه‌ی خدمت‌رسانی نیز گذاشته است. به گفته‌ی کادر درمان، ازدحام بیماران در بخش‌های پست‌پارتوم و زنان باعث می‌شود اغلب تخت خالی برای تحویل بیمار از اتاق زایمان یا ریکاوری اتاق عمل در دسترس نباشد. در چنین مواقعی گاه مادرانِ تازه‌زایمان‌کرده‌ای که وضعیت پایدارتری دارند، ناچار می‌شوند بر صندلی بنشینند تا تخت برای بیماری که در ریکاوری منتظر انتقال است، آزاد شود؛ رویه‌ای که با اعتراض بیماران و همراهان روبه‌رو می‌شود. افزون بر این، پیش از این تغییر، دو لاین بخش زنان به تفکیک برای مادران سزارینی و بیماران جراحی‌های زنان اختصاص داشت، اما اکنون همه‌ی بیمارانِ منتقل‌شده از اتاق عمل در یک لاین نگهداری می‌شوند. نتیجه آن است که بیمار جراحی‌شده‌ای که به آرامش نیاز دارد، ناگزیر در کنار مادر سزارینی و نوزادش بستری می‌شود. وضعیتی که هم حریم درمانی بیماران را تضعیف می‌کند و هم کنترل عفونت و آرامش محیط را با چالش مواجه می‌سازد.

آنچه بر اهمیت موضوع می‌افزاید، جایگاه زایشگاه زابل در ساختار درمانی منطقه است. به دلیل نبود امکانات و متخصصان کافی در بسیاری از شهرهای تابعه‌ی سیستان، مادران باردار از این شهرها به زایشگاه زابل ارجاع می‌شوند. کاهش فضای این بخش، در حالی که بار مراجعه در حال افزایش است، به‌معنای فشار مضاعف بر مجموعه‌ای است که پیش‌تر نیز در تنگنای ظرفیت قرار داشت. سیاست‌گذاری درمانی که به ارجاع‌های شهرستانی وابسته است، نمی‌تواند هم‌زمان ظرفیت مقصد را کاهش دهد و انتظار کیفیت خدمات را حفظ کند.

کادر درمان تصریح می‌کند که پیگیری‌های شفاهی و کتبی خود را با معاونت درمان و ریاست دانشگاه در میان گذاشته، اما تاکنون اقدامی برای بازگشایی بخش انجام نشده است. چنانچه این سکوت اداری ادامه یابد، پرسش بزرگ‌تری را مطرح می‌کند: چه سازوکاری برای پاسخ‌گویی مدیران در برابر مادران و نوزادان وجود دارد؟ در منطقه‌ای که زنان بارها از محدودیت در انتخاب شیوه‌ی زایمان و کمبود امکانات گلایه کرده‌اند، بی‌توجهی به آسایش پس از زایمان احساس غفلت از این گروه را تشدید می‌کند. در این میان، شایسته است از ماماها و پرسنلی یاد شود که با وجدان کاری بالا و در سخت‌ترین شرایط محیطی، به خدمت‌رسانی به مادران ادامه می‌دهند.

مطالبه‌ی روشن و منصفانه این است: ابتدا اینکه دانشگاه علوم پزشکی دلایل حقوقی و فنی تغییر کاربری و تعطیلی بخش را به‌صورت شفاف اعلام کند. دوم اینکه شرایط مهندسی و بهداشتی فضای فعلی، از جمله سیستم سرمایش و بهداشت محیط، فوراً بررسی و اصلاح شود و سوم، اینکه امکان بازگشت بخش به فضای مناسب یا اختصاص فضای مجهزِ بلااستفاده به مادران و نوزادان بررسی و درباره‌ی آن به افکار عمومی پاسخ داده شود. بیمارستان برای بیمار ساخته می‌شود، نه برای مصالحه‌ی مدیران و تصمیمی که آسایش مادر و نوزاد را قربانی سازد، هرچه نامش را بگذارند، نیازمند توضیحی روشن است. بی صبرانه منتظر ریاست دانشگاه علوم پزشکی زابل، در باره ابهامات مطرح شده جهت تنویر افکار عمومی هستیم.