در باب اهمیت گفت‌و‌گوی رسانه‌ها و مدیران
در باب اهمیت گفت‌و‌گوی رسانه‌ها و مدیران
درج روزگاری که دیوارهای ستبر سکوت و احتیاط، میان اتاق‌های مدیریت و کوچه‌های جامعه فاصله انداخته است، شنیدن خبری که از گفت‌وگویی مستقیم، چالشی و درعین حال محترمانه میان یک رسانه مستقل و مدیران دولتی حکایت دارد، نه یک رویداد معمولی رسانه‌ای، که جریانی نمادین در سپهر مدنی یک استان است. آنچه در دیدار سردبیر پایگاه خبری تحلیلی دیار عیار با عبدالسلام بلوچ‌ زاده، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونانش گذشت، از قاب گزارش‌های اداری بیرون زد و به سطح گفت‌وگویی رفت که در آن، صندلی ها به کناری نهاده شدند و پاسخگویی بر جای آن نشست.

این رویداد را باید فراتر از یک مصاحبه دید. در دل این اتفاق، اراده‌ای جمعی برای عبور از مصلحت اندیشی های رایج و ورود به عرصه شفافیت نهفته است. وقتی رسانه‌ای مستقل، بی واهمه از پیامدهای مرسوم، سوالاتی را در حوزه‌هایی طرح می‌کند که سال‌هاست در پس پرده ابهام باقی مانده‌اند و مدیران آستانه تحمل خود را بالا می‌برند و می‌پذیرند که عملکردشان زیر ذره‌بین پرسش‌های انتقادی قرار گیرد، معنای تازه‌ای از تعامل نهادی شکل می‌گیرد.
در جامعه‌ای که گاه حس می‌شود فضای عمومی از انفعال و دل‌زدگی رنج می‌برد، چنین گفت‌وگوهایی به مثابه پنجره‌هایی هستند که هوای تازه اعتماد را به درون می‌دمند. جامعه‌ای که می‌بیند مدیرانش برای دفاع از عملکرد خود حاضرند بنشینند، بشنوند، پاسخ دهند و حتی نقد شوند، به‌تدریج از یأس فاصله می‌گیرد و امید را تجربه می‌کند. امید نه به‌عنوان یک شعار انتزاعی، بلکه به‌عنوان محصول عینی شفافیت و پذیرش مسئولیت.
اما نکته مهم‌تر آن‌جاست که این مسیر نباید به یک اتفاق منحصربه‌فرد فروکاسته شود. اگر استاندار، معاونان استانداری، مدیران کل دستگاه‌ها و فرمانداران نیز چنین الگویی را بپذیرند و حاضر شوند در برابر رسانه‌های مستقل پاسخگو باشند، آن‌گاه می‌توان از شکل‌گیری یک گفتمان نوین سخن گفت. گفتمانی که در آن، نقد نه تهدید، بلکه فرصتی برای اصلاح است و پرسش، نه مزاحمت؛ بلکه چراغی برای روشنایی مسیر توسعه.
رسانه‌ها نیز در این میان رسالتی دوگانه دارند. از یک سو باید پرسشگری را با حفظ کرامت انسانی و ادب حرفه‌ای تلفیق کنند و از سوی دیگر، مدیران را به این باور برسانند که پاسخگویی، نه نشانه ضعف، که نشانه بلوغ نهادی است. دیار عیار با اعلام آمادگی برای ادامه چنین گفت‌وگوهایی، عملاً دعوت به یک قرار اجتماعی تازه داده است. قرار بر این‌که دیوارها کوتاه‌تر شوند، فاصله‌ها کم‌تر، و روایت‌ها صادقانه‌تر.
در پایان باید پرسید: آیا دیگر نهادها و مدیران نیز این پنجره را خواهند گشود؟ و آیا جامعه ما، با تمام خستگی‌ هایش، هنوز هم به گفت‌وگو به‌عنوان راهی برای عبور از بن‌بست‌ها باور دارد؟ آن‌چه از این رویداد برمی‌آید، نشانه‌ای است از این‌که هنوز می‌توان به کلمه و گفت‌وگو اعتماد کرد. شاید این آغازی باشد برای تبدیل یأس به امید، و سکوت به صدایی رسا.